سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

اگر به اسم اصولگرایی در انتخابات جبهه گرفتی و در آخر هم نتیجه باب میلت نبود؛

اگر به اسم اصولگرایی در انتخابات برای نامزد مد نظرت کار کردی و در آخر هم نتیجه کارهایت انتخاب شدن او نبود؛

و اگر به اسم اصولگرایی در 8 سال ریاست احمدی نژاد هر چه توانستی انتقاد بستی به دولت و همه مشکلات عالم را به رییس جمهور نسبت دادی؛

اگر به اسم اصولگرایی هر که گفت احمدی نژاد بدختمان کرد و تو به نشانه تاکید با اندکی تاسف سر تکان دادی؛

حالا نامردی اگر در طول ریاست روحانی انتقاد های به جا و اصولگرایانه ات را بلند بلند فاش نکنی!

حالا نامردی اگر به اسم اصولگرایی در حوزه انتقاد به جا و درست از اصلاح طلبی فعال نباشی!

یعنی راستش را بگویم تو خائنی اگر به احمدی نژاد انتقاد کردی و اگر روحانی خطایی کرد آن را به زبان نیاوری!

اگر نگویی می روی جزو قاعدین و حسابت جداست با اصوالگرایان...

اصولگرایی خائن نمی خواهد!

...

و اگر اصلاح طلبی...

اگر اصلاح طلبی قدومت بر چشمانمان...

جنگ نیست که برد و باخت داشته باشد هم وطن!

8 سال اصولگرایی نشست و اصلاح طلبی ایستاد به انتقاد ،

حالا بر عکس!

دعوا که نداریم!

فقط اگر خطایی کردید و انتقادی کردیم پای 8 سال ریاست احمدی نژاد را وسط نکشید که فلان بود و بهمان بود و و و ...

انتقاد پذیر باشید!

ما تا جایی که پشت ره بر هستید حمایتتان می کنیم ،

کنار رفتید دیگر انتظار حمایت نداشته باشید!

با تشکر... :)

 

نجوا 1: بعضی از دوستان اصلاح طلبم احساس می کنند با هم جنگ داشتیم!نه خواهر...ما هنوز دوستیم :)

نجوا 2: و وطیفه ما مدام سنگین و سنگین تر می شود...

نجوا 3:نظرات وبم اومده پایین! خب یه چیزی بگید بفهمم با کی دارم حرف میزنم!

نجوا 4: هیچی دیگه!


قلم زده در چهارشنبه 92/3/29ساعت 10:52 عصر با قلم حنا| لطف

هوا صاف بود

صاف ِ صاف

فقط یه آسمون ِ دل گنده نشسته بود اون بالا و زل زده بود تو چشمای ِ من

کم نیاوردم!

زل زدم تو چشماش

رنگ ِشو دیدم

می دونی...؟

نه آبی بود...

نه مشکی

آسمون ِ دم ِ غروب بود!

آبی ِ زیرک ِ مخفی کاری بود!

نه درست میگفت چشه

نه سکوت می کرد که بذاره خودت بفهمی

اصلا انگار نه انگار که نشسته بودم پای حرفاش

انگار نه انگار که داشتم مثل ِ یه دوست بهش می گفتم "خوبی...؟!"

نه به صدام توجه کرد

نه گذاشت حرف بزنم

روشو برگردوند

همیشه از آبی ِ دم ِ غروب فراری بودم

هیچوقت نخواست باهام رُک باشه

هیچوقت هیچی نگفت...

انقدر زل زدم تو چشماش که از رو رفت

همون مشکی ِ دل نشین ِ خودم اومد...

همون که همیشه همه حرفامو تو بغل ِ ناپیدا و گنگ ِش قایم کرده بودم

نشست بالای ِ سرم

خیلی اوقات مشکی ها بهتر از آبی های ِ زیرک ِ مخفی کار َن!

حداقل مشکی ها دروغ نمیگن...مشکی ان...اماسیاه نیستن!

مشکی ها رو دوست دارم

مـــِشّـــکی

مثل تو که تشدید می دادی به ساده گی مشکی

مشددش می کردی که بگی مهمه!

مــِشّــــکی

مثل هم راهی های ِ همیشگی ِ آسمون ِ شَبَم...که مشکیه...اما سیاه نیست!

مــِشّــــکی

مثل پرده ی کعبه که مشکیه...اما سیاه نیست!

مــِشّــــکی

مثل چادر ِ همیشه بر سرم که آرومه...مشکیه...اما سیاه نیست!

مــِشّــــکی

مثل کفش های بابام که وقتی خسته از سر کار میاد مشکیه...اما سیاه نیست!

مــِشّــــکی

مثل هزار و یک مشکی عالم...که مشکیه...اما سیاه نیست!

نجوا 1: دری وری هام رو عفو کنید...آدمم دیگه!گاهی احتیاج دارم چرت و پرت بگم!
نجوا 2:نتیجه انتخابات بردم تو شوک!اما از هیچی نمی ترسم...یه ره بر داریم که محاله بذاره کسی کشورو نابود کنه!
نجوا 3:امتحانات تموم شد...بی بهونه شدم برای پست نزدن اما...دِلَ م خوب بهانه گیری رو بلده!


قلم زده در دوشنبه 92/3/27ساعت 12:1 عصر با قلم حنا| لطف

آقای رئیس جمهور...سلام

خستگی روزها و شبهای ریاست به تنتان در انشاالله...

چیزی نمانده است

همین روزهاست که بگویید خداحافظ و بعد از 8 سال ریاست کمی نفس بکشید!

چیزی نمانده است

همین روزهاست که مردی دیگر بیاید روی صندلی گردان و پر تنش شما بنشیند و...(!)

چیزی نمانده است

فقط عرض سلامی بود و خسته نباشیدی...

خسته نباشیدی به تمامی زحمت هایتان

هر چند اواخر دوره کارهایتان کمی گره خورد و خودتان کمی پیچیدید

اما 

با تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود در مملکت فعلی

با تمام گله و شکایت های مردم از وضع نابسامانی که شما برای ما تعریف کردید

با همه این ها

ما هنوز می دانیم که شما از خیلی های دیگر که به این صندلی چشم داشتند بهتر بودید

ما هنوز یادمان هست تلاش ها و آمد و رفت های 24 ساعته تان را

هنوز یادمان هست طرح ها و برنامه هایی که اگر جان پایشان نمی گذاشتید نه برنامه ها عملی می شد نه درد مردم فقط درد این روزها بود!

هنوز یادمان هست آن اوایل چگونه گوش به صدای ولی فقیه بودید...

یادمان هست...

رسم دنیاست!

رسم بشر است!

هر کس آمد و غلغله ای کرد و رفت

آخرش فقط بدی هایش را می بینند

بدی هست!

اما مردم فقط به نیمه خالی استکان زل می زنند

و رسم سیاست است!

رسم صندلی ریاست است!

این صندلی و جایگاه خیلی مرد میخواهد که وقتی 8 سال بر آن تکیه زدی

راحت و بی سر و صدا از آن دل بکنی

رسم است!

همیشه همین طور بوده!

پایان 8 سال ریاست روسای قبلی هم همین طور بوده

و همه فکر می کنند چقدر وضعیف اسفناک تر از دوره های قبل است!

نه...

همیشه وضعیت های بحرانی هست

و بیشتر اوقات هم خ ر ا ب ک ا ر ی هایی هست...

شما تنها نیستید

اما شما هم هستید!!

                                                                                                               با احترام و خسته نباشید

                                                                                                    دختری 16 ساله از دیار فارس بدون حق رای

 

 


قلم زده در دوشنبه 92/3/13ساعت 2:0 عصر با قلم حنا| لطف



      قالب ساز آنلاین