| متن: | لينك: | ||||
| آدرس رسانه: | |||||
| براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد. در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود. همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود. | |||||
| پاک کردن | انصراف | |||||

+ حنا چرا اتاق راكد مونده...:(
^ يكشنبه 28/12/90 3:18 عصربه خدا خارج بودم.نتونستم بيام:( (خارج=خارج از محدوده داراي نت) - .:حنا:.
من نبوذم ديگه :دي - *شوق وصال*
نظري موضوع انتخاب كنين بچه ها انشا بنويسن خب.... - *زهرا
+ شرمنده از تاخير...موضوع:آزاد(!)...پ.ن:من مديريت بلد نيستم.حالا که صاحابش اومده ميشه تحويل صاحب اصلي بدمش؟!
^ دوشنبه 29/12/90 10:42 عصر
+ حس تنهايي وقتي سراغم مي آيد که تو هستي و نيستي! ... وقتي نيستي جاي هر دويمان نفس مي کشم ... آنقدر که اکسيژن هوا به نشانه اعتراض با دود اگزوز ماشين ها ادغام مي شود و مهمان ريه ام مي شود!وقتي هستي هم گويي نيستي ... هستي اما نگاهت مهمان نگاه من نيست ... آزارم هم که ميدهي شيرين است ... به اين عذاب عادت کرده ام .... عذابم بده تا تنهايي را راحت درد کشم !
^ جمعه 19/12/90 9:34 صبح
+ من واقعا شوك زده شدم از سيل عظيم انشاها...بابا تروخدا يكي يكي!چه خبره در دقيقه 200 تا ميزنيد!؟آروم باشيد لطفا!
^ يكشنبه 30/11/90 8:44 عصر:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))) - ما 5 تا ♥
1 نظر ديگر...ببخشيد دير ديدم موضوع انشا رو خانم معلم :))) يکم زمانش رو بيشتر کنيد بيايم انشاهامون رو بذاريم :) - پروانگي
منيره جان عزيز چقد بيشتر؟!سال داره تموم ميشه ها! :) حس تنهايي خوندم...ممنون اما يادم رفت تشکر کنم شرمنده.خيلي خوب بود :) - .:حنا:.
نظر;;;;;;;;;; - كلبه تنهايي*مريم*
+ سلام...شرمنده بابت تاخير...موضوع اين هفته انشا "گفتگوي من با من"...امروز سه شنبه 25 بهمن هست...تا چهار شنبه آينده 3 اسفند مهلت ارسال انشا است...منتظر نوشته هاي زيباتون هستم...(چون الان شبه يه هفته از فردا شروع ميشه!)
^ سه شنبه 25/11/90 10:58 عصر
+ ديدي ديديت...ديدي ديديت...ديدي ديديت... *بلند نميشي خفش کن بخوابيم! ديدي ديديت ديدي ديديت... -پاشو حرف مفت نزن! بلند ميشي به سمت دستشويي در حال حرکتي... -اه خسته شدم يه بار نشد با ارامش تا هر وقت دلم خواست بخوابم... *تقصير خودته... -تو حرف نزن که هر چي ميکشم از تو.... ادامه در وبلاگ!http://1811.parsiblog.com/Posts/31/
^ دوشنبه 1/12/90 2:41 عصر
+ امروز 16 بهمن...مهلت ارسال اولين انشا به پايان رسيد...با تشكر فراوان از بانو پروانگي...شوق وصال عزيز...تسنيم جان و آقا محمد...تا فردا منتظر موضوغ پيشنهادي هستم:))
^ يكشنبه 16/11/90 3:11 عصر:)) قربانت - پروانگي
11 نظر ديگر...دوستان اگر لطف کنين ديگه مصدر موضوع ندين ممنون ميشيم:دي - تسنيم، دختر آسمان
ميشه منم پيشنهاد موضوع بدم؟ - گل دختر
نظرئه؟تو كي اومدي اينجا من نفهميدم؟:دي آره بگو - .:حنا:.
+ مصدر «رفتن» را جمله نوشتن آسان است...او ميرود...من ميروم...سخن گفتنش تحمل ميخواهد...ميخواهد بفهمي رفتن را...و نبودن را...و اينكه پس از رفتن يك دنيا پُر از خالي برايت رقم ميخورد...اين بار رفتم!...نرفت...من رفتم...و پس از آن يك دنيا پُر از خالي سبز شد در راهم...جاي رفتنم مانده است...در دلم...در قلبم...در روحم...بردنم...من نرفتم...بانو خودت ميداني كه بردنم...
^ سه شنبه 11/11/90 5:06 عصرميداني كه نميخواستم بروم...ميداني كه هنوزم مي آيم...مي داني كه يك دنيا كوچه و محله هايت را دوست دارم...ميداني...من رفتم...بانو جان...دعايم كن...من رفتن نميخواهم...بگو به خدا...بگو دفعه بعد اگر مصدر انشايم «برگشتن» بود ميخواهم از برگشتنم بنويسم...بگو دلم براي كوچه پس كوچه هاي دلم تنگ است...براي لحظه لحظه هاي آنجا پر كشيده...بگو آشوب است دلم از رفتنم... - .:حنا:.
5 نظر ديگر...*لحظه :) - ريحانه لپ لپ
20 :) - ريحانه لپ لپ
نظرذوق مرگ شدم:دي - .:حنا:.
+ رفتن را آن هنگام درک کردم که تو بي توجه به من ( بانوي قصه هايي که تو از ان دم مي زدي) رفتي و اين بانو آرام شکست ... بانو قصه هاي تو ديگر بانوي هيچ قصه اي نشد .. که اين بانو خود قصه ها دارد ... رفتي و با رفتنت تمام قصه هاي مادر بزرگ را به سخره گرفتي .. تو تنها دل من را نشکستي .. مادربزرگ را هم دل شکسته کردي .. ديگر از آن روز برايم قصه اي نگفت ... رفتي و با رفتنت من نيز از خود کوچ کردم ...
^ دوشنبه 10/11/90 4:04 عصرنمي دانم به کجا .. اما رفتم ... اين بانو ديگر رمق ندارد بانوي قصه اي جديدي از زبان مادر بزرگ باشد .. بگذار دختران ديگري اين ترفيع را بگيرند ... من نيز بايد بروم .. تو رفتي .. من نيز بايد کوچ کنم از اين قصه .. که کلاغش هيچوقت به خانه نرسيد ... پروانگي :) - پروانگي
4 نظر ديگر...20...يه تيكه هاييش مثه انشاي منه:) - .:حنا:.
20 :) - ريحانه لپ لپ
نظر:) - پروانگي
+ دلم نميخواست اين اتاق رو بزنم...نميخواستم جاي جناب سوته دلان رو بگيرم...اما اتاق انشا رو خيلي دوست داشتم...منتظر هستم جناب سوته دلان برگردن و من اين اتاق رو حذف کنم و مديريت به خودشون برگرده...احتمالا اتاق موقته...موضوع اين هفته را پيشنهاد کنيد
^ يكشنبه 9/11/90 5:16 عصر
+ با سلام خوشبختي ما در سه جمله است: تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم. حسرت ديروز اتلاف امروز ترس از فردا از دكتر علي شريعتي * يافتن آب به عشق است نه به سعي اما پس از سعي * ديگر آدرسهاي ما * http://www.jaraghe.co/
^ سه شنبه 11/11/90 4:50 عصر
+ موضوع انشاي اين هفته :"رفتـــن"...تا تاريخ يکشنبه 16 بهمن مهلت نوشتن انشا هست...موفق باشيد...
^ يكشنبه 9/11/90 7:39 عصربابا ملت شما بگين مصدر هم شد موضوع انشا؟ از چي بنويسيم خو...بزنمت حنا؟ - تسنيم، دختر آسمان
1 نظر ديگر...من كه بلد نيسم هنوز بنويسم :))) - ريحانه لپ لپ
تسنيم نزن!بنويس!:) خاله ريحانه بلدي...بنويس:) منيره جان خواهش:) - .:حنا:.
نظر:دي ببين مثلا مثه منيره ك انشا نوشته...مهم نيس چقدر باشه اما خيلي كم نباشه.بعد از هر انشا بقيه زيرش نمره ميدن.حالا برو به منيره نمره بده:دي ميتوني هم بري پاي تخته فقط تخته رو خدت پيدا كن:دي - .:حنا:.




